روز قبل از جلسه ، علي رضا هاشمي ، دبير كل سازمان معلمان ايران به من اطلاع داد كه نشستي با حضور نمايندگان كانون صنفي معلمان ، وكيل فرزاد كمانگر و نيز كارشناسان و مسئولان امنيتي پرونده " فرزاد كمانگر " قرار است در محل حراست سازمان آموزش و پرورش تهران تشكيل شود .
از ما هم دعوت كرده اند در اين جلسه حضور داشته باشيم .
قرار شد از آن جا كه مسئوليت وبلاگ " سخن معلم " با من است و مهم تر از آن ، جان انسان ها ارزش حياتي دارد شايد برگزاري اين جلسه كمكي به حل موضوع نمايد .
با تاخيري نسبتا زياد دراين جلسه حاضر شدم .
آنچه كه از فحواي سخنان مسئولان اين پرونده برمي آمد همان بود كه قبلا كم و بيش مطلع بوديم :
- فرزاد كمانگر ، مسئول پروژه بمب گذاري در تاريخ 28/5/85 در تهران بوده است .
- فرزاد كمانگر ، عضو شاخه ايراني جدائي طلب " پ پ ك " يعني " پژاك " بوده است .
- پژاك از نظر ما يك گروه تروريستي است .
- هر فردي كه از گروه هاي تروريستي در هر وجه و به هر شكلي حمايت كند طبق قانون مجازاتش " اعدام " است .
وقتي نوبت به اظهار نظر رسيد به مسئول پرونده كمانگر گفتم :
نگاه من و سازمان معلمان ايران به اين مساله يك نگرش " انساني " است .
من به همراه تعداد زيادي از فعالان تشكل ها در اسفند 85 به خاطر اعتراض و عدم پاسخ گوئي مسئولان نسبت به عدم اجراي " قانون نظام هماهنگ پرداخت " بازداشت و به بند 209 امنيتي زندان اوين منتقل شديم.
وقتي تجارب و مسائل پيش آمده براي خومان نسبت به يك " مساله صنفي " را مرور مي كنيم كه چگونه ابعاد امنيتي پيدا كرد و سرانجام همه متهمان را به " اقدام عليه امنيت ملي " محكوم كردند اين سوال در ذهن ما شكل مي گيرد كه واقعا و چگونه چند معلم و با دست خالي و فقط با داشتن يك بلندگو و چند پارچه نوشته آن گونه امنيت يك كشور را به مخاطره انداختند ؟ !
آيا اين اتهام دادگاه انقلاب ، ادعائي قريب به يقين است كه بتوانيم اين پرسش را مطرح كنيم كه " هميشه در مورد معترضان و منتقدان براي تنبيه آنان دست بالا گرفته نمي شود ؟ !
( وقتي در جلسه دادرسي دادگاه انقلاب من كه براي چند بار تمديد مي شود قاضي پرونده در حضور وكلاي مدافع با صراحت و يقين مرا " جاسوس " و " مزدور اجنبي و بيگانگان " مي خواند ! چگونه بايد نسبت به اتهامات فرزاد كمانگر واقع بين باشيم ؟ )
آيا ما مي توانيم تجارب خود و هم قطاران خويش را در اين مساله فراموش كنيم !
( مگر مورد " بهشتي " و " ذاتي " در سال 83 فراموش شده است كه چگونه بسياري از اتهامات به ايشان نسبت داده شد و بعدا تبرئه شدند ! )
سخن ما اين است كه " اعدام " يك مساله بازگشت ناپذير است .
اگر فردا بعد از اعدام كمانگر مشخص شود برخي مسائل احتمالي مورد توجه قرار نگرفته اند و يا به حساب نيامده اند چه كسي مي تواند زندگي دوباره به كمانگر بدهد ؟
در اين جلسه بهراميان ، وكيل كمانگر حضور نداشت .
استنادات بسياري از افراد و سازمان ها مستند به نظرات ايشان بوده است . ما هم پرونده كمانگر را نديده ايم كه بتوانيم به قضاوت در مورد آن بنشينيم ؛ اما اعلام كرده ايم كه اعدام راه حل مناسبي براي اين گونه مسائل نمي تواند باشد .
در پايان جلسه سوالاتي از طرف من خطاب به مسئولان پرونده مطرح شد كه در اين جا ذكر مي شود :
1- همان گونه كه مطلعيد آمار اعدام ها در اين 3 سال ( از موقع آمدن احمدي نژاد ) به نحو چشم گيري افزايش يافته داست . آيا اين آمار نمي تواند ناشي از كاهش " آستانه تحمل نظام " در برابر منتقدان و يا معترضان باشد ؟ آيا " اعدام " مي تواند راه حل مناسبي براي اين منظور باشد ، زماني كه بسياري از ظرفيت هاي مردمي قانون اساسي از سوي مسئولان جدي گرفته نمي شود و يا با وضع آئين نامه هاي مختلف و نيز " اجتهاد در مقابل نص " عدم اجراي آن به بهانه هاي مختلف توجيه مي شود !
2- پرونده " فرزاد كمانگر " حدود 2 سال است كه در جريان است . با توجه به اين كه " اطاله دادرسي " در پرونده هاي امنيتي با توجه به تجاربي كه خودمان داشته ايم ؛ امري بعيد و فقير است ، علت اين زمان طولاني چه بوده است ؟
3- فرزاد كمانگر از داخل زندان و از طريق تلفن با صداي آمريكا به مصاحبه پرداخته است . با توجه به تجارب خود و ديگران ، متهمان و يا مجرمان امنيتي از دسترسي به بسياري از امكانات بسيار ساده و معمولي محروم هستند .
اين مساله چگونه مي تواند توجيه شود ؟
آيا ارتشا مسئولان زندان و يا سهل انگاري آنان با توجه به اهميت اين پرونده مي تواند امري قابل قبول و معقول باشد ؟
4- از كمانگر خواسته شده است كه براي جلوگيري از اعدام تقاضاي عفو كند .
آيا اين شرايط و درخواست عفو براي همه متهمان و مجرماني كه مجازاتشان اعدام است فراهم است .
به عنوان مثال ، آيا اين پيشنهاد و اصرار آن به " يعقوب مهرنهاد " كه اخيرا اعدام شد نيز داده شده بود ؛يا از آن جا كه اين پرونده جنجالي شده است و تشكل هاي معلمان پي گير آن هستند چنين درخواستي ارائه شده است ؟
قرا شد با حضور وكيل پرونده و در يك فرصت ديگر ابهامات روشن شود .
علي پورسليمان
توضيح : جملاتي كه داخل پرانتز آورده شده در جلسه بيان نگرديده است .






