" سازمان معلمان ايران " از حدود 3 ماه قبل طي مطلبي با عنوان " فرزاد كمانگر كيست؟ " تا حدودي به واكاوي اين موضوع و طرح پرسش در اين مورد نمود.
آخرين اظهار نظر در مورد فرزاد كمانگر مربوط به خليل بهراميان وكيل ايشان است. از نظر ايشان تنها اتهام آقاي كمانگر "عضويت در پ پ ك " است كه البته طبق گفته ايشان مدارك و دلايلي براي اثبات اين موضوع وجود ندارد . در واقع مهمترين ايراد ؛ صرف نظر از موارد محتوايي اين بوده است كه قوه قضائيه آيين دادرسي را رعايت نكرده است.
البته در مورد پرونده هاي اين چنيني براي ساير افراد و فعالان نيز آيين هاي دادرسي و اصول قانون اساسي تقريبا رعايت نشده است و اين مساله چيز جديدي نيست.
به نظر مي رسد مجري چنين پرونده هايي يعني دادگاه هاي انقلاب تابع قوانين جاري و ساري در دادگاه هاي عمومي نيستند و خود مستقل عمل مي كنند.آنچه كه مهم است تناسب "جرم و مجازات " است. از نظر نگارنده در مورد اين پرونده اين مناسبت رعايت نشده است. ضمن آن كه صدور حكم اعدام براي اتهاماتي از اين دست ، هزينه فعاليت هاي اجتماعي و مدني را براي ديگران افزايش مي دهد.
مروري گذرا بر مواضع :
1- اپوزيسيون خارج از كشور : اين گروه ها در مواضع خود فرزاد كمانگر را بهانه اي كرده اند براي حمله به كل نظام ؛ براي اين گروه ، فرزاد كمانگر فقط ابزاري است براي رسيدن به نيات خود كه همانا پس زدن اين " ساز و كار " و رسيدن خود به "قدرت " است. در واقع براي اين گروه ارزش ها و كرامت هاي انساني ، مفاهيمي "انتزاعي "هستند و آنچه مهم است استفاده ابزاري از موقعيت ها و افراد براي عملياتي كردن تئوري هاي است !
2- گروه هاو جريانات سياسي داخل كشور: به جرات مي توان گفت غير ازچند مورد محدود مانند : كانون مدافعان حقوق بشر ؛ طيفي از دانشجويان و نيروهاي ملي - مذهبي واحتمالا چند گروه محدود ديگر؛ اكثر احزاب و گروه هاي سياسي در اين مورد سكوت كرده اند.
3- افراد و گروه هاي معلمي:
- " شيرزاد عبداللهي " پس از يك سكوت تقريبا طولاني اخيرا در يادداشت خود ، سياست " كج دار و مريز " را براي " سازمان معلمان ايران برگزيده است !
آيا انعكاس سخنان نمايندگان مجلس و اظهارات وكيل ايشان و اولين مو ضع گيري صريح با اين جمله كه " سازمان معلمان ايران اين حكم را عادلانه نمي داند و از رياست محترم قوه قضائيه خواهان لغو حكم اعدام فرزاد كمانگر مي باشد " اتخاذ رويكردي " محافظه كارانه و يا به قول ايشان " كج دار و مريز " است؟!
مشخص نيست آقاي عبداللهي بر اساس چه معيارو يا مبنايي به اين نتيجه رسيده است؟!
به نظر مي رسد از نظر ايشان سازمان معلمان يا بايد نظر راديكال ( اپوزيسيون خارجي) را در پيش بگيرد و يا نسبت به مساله بي تفاوت باشد!
در سوي ديگر ؛ " طيف اقليت " كانون صنفي معلمان تهران كه معتقد است "نداي صنف " فقط از اين كانال برمي خيزد ، به طرح مطالبي در اين موضوع پرداخته است:
7 تير 87 : انتشار كمپين حمايت از فرزاد كمانگر
24 تير 87 : معلمان كامياران به پشتيباني از فرزاد كمانگر برخاستند!
25 تير87 : فرزاد كمانگر مي داند حكم اعدامش صادر شده اما .....
پيش تر از آن آقاي رسول بداقي در مصاحبه با " راديو دويچه له " به اين موضوع پرداخته بود .
و سرانجام در 29 تير 87 ؛ تصاويري از تجمع مردم در مقابل دادگستري شهر سنندج را به نمايش مي گذارد.
بهراميان وكيل فرزاد كمانگر به كرات و با صراحت بيان كرده است كه " اتهام موكل من سياسي بوده و بايد در دادگاه علني و با حضور هيات منصفه باشد ".
طيف اقليت كانون صنفي معلمان بايد به اين سوال پاسخ دهد " در حالي كه اتهام آقاي كمانگر سياسي است و نه صنفي ؛مبناي حمايت اين طيف از كمانگر چه بوده است "؟ !
آيا به صرف "معلم بودن " از ايشان حمايت كرده اند؟
آيا اگرهر معلمي غير از كمانگر نيز فردا مرتكب اتهامي سياسي شود باز هم طيف اقليت كانون با ادعاي " صنفي بودن و صنفي عمل كردن " و به صرف " معلم بودن " آن شخص ؛ ازاو حمايت خواهند كرد؟
" مباني نظري " طيف اقليت كانون صنفي بايد در اين مورد مشخص شود.
آنان كه نظريه " صنف منهاي سياست" را با جسارت و بدون انعطاف مطرح نموده و كانون صنفي معلمان را دو شقه كرده اند بايد از تئوري خود در اين مورد دفاع كنند!
"سازمان معلمان ايران " طبق نظر دبير كل فقط با صدور حكم اعدام نه فقط براي ايشان بلكه براي همه افراد و كساني كه به خاطر بيان عقايد و آرا به اين وضعيت دچار شده اند و مورد بي مهري هاي دستگاه قضا قرار گرفته اند مخالف مي باشد .
از نظر ما ؛
" فرزاد كمانگر " انساني است با حقوق اساسي و شهروندي مشخص طبق " قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران " ؛
هيچ فرد و مقامي با هر عنوان و موقعيتي نمي تواند و نبايد اين حقوق را مورد خدشه و هجمه قرار دهد !
والسلام
علي پورسليمان






