تبليغاتX
سخن معلم - از " قضا " تا " قضا " راهي طولاني است ... چه بايد كرد ؟

 

امروز صبح به مناسبتي كارم به دادگاه و قوه قضائيه افتاده بود .

هر زمان وارد مجتمع هاي قضايي مي شوي انگار توصيف " صحنه محشر " كمي برايت مجسم مي شود !

انبوهي از انسان ها ؛ از تيپ ها ؛ طبقات و سنين مختلف را مي بيني ...

هر كس اعتقاد دارد ... حق با اوست !

آيا جوامع ديگر هم مثل ما هستند ؟ در كشورهايي با جمعيت بيشتر از ما و كلان چه مي كنند ؟

آيا روز به روز قوانين را سخت ترو بيشتر مي كنند ؟ !

آيا آن جا هم يك مشكل قضايي ساده حداقل 2 سال طول مي كشد ؟ !

آيا در آن جا هم " مجاري غير رسمي " بيشتر كارايي دارد ؟ !

به ما دائم مي گويند " آسمان همه جا يك رنگ است " !

آيا به واقع چنين است ؟

در دفتر شعبه ..... بودم . مدير دفتر عنوان مي كرد كه از حجم بالاي كاري و تراكم پرونده ها به ستوه آمده است و روز به روز بدتر هم مي شود ....

ديگر حوصله پاسخ گويي نداريم !

به همكارش مي گفت : هر كسي حكمي برايش صادر مي شود به دنبال ارائه " دادخواست تجديد نظر " است و با اين كه 3 درصد كل مبلغ خواسته از طرف خواهان به عنوان " هزينه دادرسي تجديد نظر " از " محكوم " اخذ مي شود اما تقريبا همه حاضر هستند كه اين مبالغ را بپردازند و درخواست تجديد نظر كنند !

به راستي چه شده است كه كسي از احكام صادر شده راضي نيست ؟

در ادامه مدير دفتر آن شعبه گفت : " به قاضي دادگاه گفتم چرا با دقت بيشتري پرونده ها را مطالعه نمي كني و حكمي صادر نمي كني كه نياز به اين همه تجديد نظر نداشته باشد !

و آن قاضي محترم در پاسخ گفته بود : " ما هر حكمي بدهيم بالاخره اعتراض مي كنند ! چه فرقي مي كند ! ضمنا بگذار كمي خرج كنند تا هوس كارهاي اشتباه و خلاف نكنند !

سوال اين است كه اصولا چه نظارتي بر كار اين قاضي ها و در دادسراها بر بازپرسان وجود دارد ؟

چرا معمولا با اين سبك فرآيند دادرسي ؛ به احتمال زياد شعب تجديد نظر ، نظرات شعبات بدوي را تائيد مي كنند ؟!

اين روزمرگي چيره شده در دستگاه قضاوت نشانه چيست ؟

آيا با اين وضعيت مي توان اميدي به بهبود امور داشت ؟

آيا اگر آن قاضي محترم هم به جاي آن محكوم بود اين گونه نظر مي داد و قضاوت مي كرد ؟

در دادگاه ها ؛ برخي از قضات موقع مطالعه محتواي پرونده ها حتي به اندازه خواندن يك روزنامه هم چيزي از خود نشان نمي دهند !

البته قضات محترم ديگري نيز هستند كا از اين قاعده مستثني هستند ! و بايد از آن ها تقدير كرد .

آيا اگر دستگاه " تعليم و تربيت " ما حرفه اي بود و به اندازه كافي در ميان جامعه و نخبگان ! ارج و قرب كافي مي داشت و به تبع آن نيروها و افراد فرهيخته ؛ بالنده و زبده تحويل آموزش عالي و جامعه مي داد آيا باز هم شاهد اين وضعيت نابسامان در دستگاه قضا بوديم ؟ !

دستگاهي كه شوري اش دل مجريانش را هم زده است !

وضعيت فعلي يك معلول است !

بايد به دنبال علت بود ....

از " قضا " تا " قضا " راه طولاني است !

چه بايد كرد ...

علي پورسليمان

 

نوشته شده توسط " سخن معلم "  | لینک ثابت |