پس از تقريبا سكوت دو ساله معلمان در قبال تحولات روي داده در بدنه اجرايي دولت و نيز مسايل پيش آمده در درون آموزش و پرورش ؛ بيش از سه ماه است كه عرصه آموزش و پرورش آبستن حوادث بسيار شده است.
كمترين كسي پيش بيني مي كرد كه اعتراض معلمان نسبت به وضعيت موجود اينقدر دامنه دار باشد و به نظر مي رسد كه پيگيري مطالبات همچنان ادامه داشته باشد هر چند ممكن است در شيوه ها تغييراتي به وجود آيد.
چرا چنين شده است؟ عوامل موجود در اين وضعيت كدام ها هستند؟
به جرات مي توان گفت چنين مساله اي در طول تاريخ بعد از انقلاب بي سابقه بوده است و حتي در بسياري از جوامع هم ديده نشده است. نگارنده در يادداشتي در روزنامه اعتماد ملي مورخ يكشنبه 15 مرداد 1385 با عنوان " سكوت معلمان نشان رضايت نيست " تصريح كرده بود كه " بعد از اعتراضات خياباني سال 1380 معلمان و اعتصابات معلمان در سال 1382 و نيز طومارنويسي هاي سال 1383 ؛ اكنون معلمان سكوت را پيشه خود كرده اند . اين سكوت ناگهاني را در پس آن همه هياهو و اعتراض دامنه دار ؛ چگونه مي توان تجزيه و تحليل كرد؟ آيا از نظر مسئولان ؛ اين سكوت نمي تواند هشداردهنده تر باشد؟ "
و هم اكنون بزرگ ترين و دامنه دارترين اعتراضات سراسري معلمان به وقوع پيوسته است . وزير آموزش و پرورش در آن برهه ؛ اين سكوت را به رضايت تعبير كرد و عملكرد خويش را موفقيت آميز!
آقاي فرشيدي ؛ چه برداشتي از تحولات موجود دارند؟ آيا فكر مي كنند اين مساله به تحريك و تهييج چند نفر انجام شده است؟ آيا جريانات مشكوك سياسي را عامل اين ناآرامي ها مي دانند؟
واقعيت تلخ اين است كه مسئولان دولت و از جمله آموزش و پرورش اهميت زيادي براي افكار عمومي قائل نيستند و فارغ از افكار عمومي ؛ كارهاي خود را پيش مي برند؟ به نظر مي رسد چند عامل در اين مساله نقش اساسي دارند :
1-فقدان و يا كم رنگ بودن عنصر صداقت در برخورد مسئولان :
معلمان به عنوان بخشي از افكار عمومي جامعه ؛ تشنه صداقت هستند و به جرات مي توان گفت حلقه مفقوده در زنجيره پويايي و تحرك جامعه ؛ همين عنصر است . زماني كه معلمان پس از چند سال انتظار طاقت فرسا ؛ خبر تصويب نظام پرداخت هماهنگ را با تبليغات زياد مي بينند و مي شنوند و پس از آن همه هياهو مي خواهند كه اين موضوع به فراموشي سپرده شود. زماني كه معلمان براي دو بار و احتمالا سه بار ؛ خبر استيضاح وزير آموزش و پرورش را از زبان نمايندگان و رسانه ها مي شنوند و بعد از آن خبري نمي شود!
زماني كه حدود يك هزار تن از معلمان در يك روز بازداشت مي شوند و وزير آموزش و پرورش از اين مساله اظهار بي اطلاعي مي كند و حتي در مقام تكذيب آن بر مي آيد و بسياري مسايل ديگر ؛ چگونه مي توان به فرايند اعتمادسازي در بين افكار عمومي پرداخت؟ آيا با اين گونه برخوردها؛ مي توان به تكيه گاهي مطمئن اميدوار بود؟
2-فارغ از مسايل سياسي و باند كشي ها ؛ معلمان بعد از سال 76 ؛ به فراست دريافته اند كه تنها راه پيگيري مطالبات و خواست ها ؛ تشكل ها هستند.
به واقع ؛ تشكل پذيري معلمان تنها راه و كانال شناخته شده براي حصول اهداف است. نگاهي كوتاه به فرايند تحولات در اين چند سال نشان مي دهد كه تشكل ها ؛ عوامل پيگيري مطالبات فراموش شده و مهندسي افكار عمومي هستند.
تشكل هاي معلمان با تمام كاستي ها ؛ نواقص و محدوديت ها توانسته اند نقش مثبت و قابل دفاعي در هدايت معلمان داشته باشند و الگويي براي تمام تشكل ها در سطوح ديگر باشند. و اما مساله مهم ؛ برخورد امنيتي با فعالان تشكل هاست . اين فعالان نگران از پرداخت هزينه هاي فعاليتهاي خود نيستند ؛ آنچه آنان را مضطرب مي كند بالا رفتن هزينه فعاليت هاي اجتماعي – مدني است.
واقعيت اين است كه يكي از پايه هاي مهم و اساسي براي رسيدن به جامعه سالم و دموكراسي ؛ تحكيم فعاليت احزاب و تشكل هاست.بررسي منحني اعتراضات معلمان در برهه هاي مختلف نشان ميدهد كه ميزان تعلق معلمان به تشكل ها علي رغم همه محدوديت هاي فرهنگي و فكري ؛ روز به روز در حال افزايش است . اينكه معلمان براي شركت خود در يك تجمع ؛ اطلاعيه يا بيانيه يك تشكل شناسنامه دار را مي جويند نكته مهمي است.
افق و چشم انداز فعاليت هاي مدني – صنفي در آموزش و پرورش روشن و نويد بخش است و معلمان بايد بيش از پيش اين واقعبت را به كل جامعه تعميم دهند.
علي پورسليمان
ارديبهشت ماه 1386






