ضمن حمايت قاطع از " فرآيند صلح و صلح خواهي " و " مخالفت با جنگ و تحريم " :
در حاشيه عضويت آقاي " محمد خاكساري " عضو ارشد طيف اقليت كانون صنفي معلمان تهران " در هيات موسسان " شوراي ملي صلح " :
نخستین نشست موسسان «شورای ملی صلح» روز پنجشنبه سیزدهم تیرماه 1387 با حضور بیش از 50 نفر از فعالان اجتماعی، فرهنگی و سیاسی با تاكید بر مخالفت با جنگ و تحریم برگزار شد.
براین اساس 72 نفر از فعالان جامعه مدنی، فرهنگی و سیاسی به عنوان اعضای هیات موسس شورای ملی صلح با برگزاری اولین نشست اقدامهای اولیه خود را در جهت ترویج فرهنگ صلحخواهی آغاز كردند. «آقاجری هاشم، احمدزاده طاهر، احمدی بابك، اردلان پروین، اسالو منصور، اكبری حسین، اكبری نورالدین، امیرانتظام عباس، امینی كاك حسن، انصاریلاری ابراهیم، برومند ادیب، بنیاعتماد رخشان، بهبهانی سیمین، بهزادی محمود، پارسا خسرو، پناهی جعفر، پیشبین صفر، پیمان حبیبالله، تاجزاده مصطفی، جلالی زاده جلال، حسنپور حمید، حسینی داوود، حكمت منیژه، خاكساری محمد، خسرو سیف، درویشیان علی اشرف، دقتی حسین، ربانی صادق، رحمانی تقی، رزاقی سهراب، رفیعی حسین، زعیم كورش، زمانی بابك، ستاریفر محمد، سحابی عزتالله، سحرخیز عیسی، سلامی عبدالله، سلطانی عبدالفتاح، شاكریفر منصور، شاهحسینی حسین، شریعتپناهی ژیلا، شریعتی سوسن، شمسالواعظین ماشاء الله، شیرازی عطاءالله، صدرحاجسیدجوادی احمد، صدرزاده حسن، صرافی علیرضا، صمیمی كیوان، طالقانی اعظم، عبادی جعفر، عبادی شیرین، عبدی عباس، عمویی محمدعلی، غروی علیاصغر، فرهودینیا حسن، كارگشا رحمان، كشاورز بهمن، مجاهد حسین، محتشمیپور فخرالسادات، محمدی نرگس، مددی ابراهیم، مردوخی بایزید، معتمدآریا فاطمه، معینفر علیاكبر، مقدم خدیجه، ملكی محمد، منصوری علی، مومنی عبدالله، میثمی لطفالله، هاشمی محمد، هرمیداسباوند داوود، یزدی ابراهیم»،72 فعال مدنی و سیاسی هستند كه باسابقه معلمی، استادی دانشگاه، وكیل دادگستری، فعالیتهای حزبی و روزنامهنگاری «شورای ملی صلح» را تشكیل دادهاند تا با همفكری و همكاری با یكدیگر هر نوع تصمیم و راهكاری را برای دستیابی به صلح اتخاذ كنند.
این كمیته در مدت هشت ماه از فعالیت خود با انجام ملاقاتهای بسیار و اقدامهای متعدد از تعداد زیادی از فعالان جامعه مدنی، سیاسی و فرهنگی جهت عضویت در هیات موسس شورای ملی صلح دعوت به عمل آورد. بر این اساس منشوری به ضمیمه دعوتنامه تهیه و برای آنان ارسال شد. در این منشور كه در حقیقت پیشنویس پیشنهادی كمیته موقت صلح بود، آمده است:
« چشمانداز:
صلح پایدار در ایران
هدف:
ایجاد، تحكیم و تقویت مبانی صلح در ایران
جلوگیری از برخورد نظامی با ایران
لغو هرگونه تحریم علیه ایران و جلوگیری از تشدید آن
پایان دادن به شرایط نه صلح و نه جنگ
ماموریت:
* تلاش برای گذار از شرایط «نه صلح و نه جنگ» و منازعه به وضعیت صلح پایدار
* ترویج و تقویت فرهنگ انساندوستی، صلحطلبی و حقوق بشر در ایران
* بسیج كلیه منابع و امكانات برای ایجاد و تحكیم صلح
* حمایت از شخصیتهای حقیقی و حقوقی صلحطلب
* همكاری با صلحخواهان جهان برای جلوگیری از تحمیل جنگ، از سوی دو طرف منازعه، به ملت ایران
* تلاش برای ایجاد همگرایی و ائتلاف بین نیروهای اجتماعی صلحطلب ایران، مخالف جنگ افروزان داخلی و خارجی "
ادوار نيوز
"آقای خاکساری به عنوان عضو ارشد طیف اقلیت کانون صنفی معلمان تهران به این سوال پاسخ دهند کجای این اهداف و ماموریت ها با صنف و منافع صنفی آموزش و پرورش و معلمان هم خوانی و تطابق دارد ؟
آیا این کمیته از نظر ماهیت و رویکرد یک جریان سیاسی و اجتماعی نیست؟
آيا از نظر ايشان فقط مفاهيمي كه با چاشني " اقتصاد و انتخابات " آميخته شود سياسي مي شود ؟
اساسا مرز " سياست و صنف " در مقولات اجتماعي " فراگير " چگونه تعريف مي شود ؟
ممکن است آقای خاکساری عنوان کنند که به عنوان یک روزنامه نگار در شورای موسس صلح خواهی عضو شده اند اما آیا پذیرش این امر همان خلط مباحث در شخصیت حقیقی و حقوقی فعالان صنفی معلمان و تکرار ماجراهای شورای فعالان صنفی- مدنی نخواهد بود؟!
در نامه خانم ثریا دارابی نائب رئیس پیشین کانون صنفی معلمان به تاریخ سه شنبه ۴ تیر ماه ۸۷ با عنوان " بررسی گذشته - نگاهی به آینده " چنین آمده است :
" من طی نامه ای به رئیس شورای مرکزی خطر سیاسی - تجاری شدن کانون ها را یادآوری نمودم و گفتم که طرح سیاسی - تجاری نمودن تشکل ها بعد از سال ها فشار بر فعالان صنفی ؛ آخرين و جديدترين حربه براي نابودي تشكل هاي صنفي است تا با از بين بردن دو شرط اصلي عضويت در ei يعني غير سياسي و غير دولتي بودن ؛ مانع از عضويت تشكل ها در اين سازمان قدرت مند جهاني گردند."
به نظر مي رسد از نظر طبف اقليت كانون صنفي معلمان ؛ هر فرايند و ابزاري كه به جهاني شدن تشكل ها كمك كند و آنها را در خارج از مرزها معرفي كند امري بسيار پسنديده و ممدوح است !
اين نكته نيز قابل توجه است در حالي كه تشكل هاي معلمان در مجموع نتوانسته اند موقعيت خود را به عنوان" نقطه اتكا و گشتاور" منافع صنفي معلمان در درون كشوربه هر دليل تثبيت كنند به دنبال پايگاه و يا جايگاهي براي اثبات هويت خود در فرصت هاي جهاني هستند !
آيا فرايند صلح كه با دموكراسي ارتباط مستقيم و تنگاتنگي دارد با نگاه به بيرون نهادينه خواهد شد؟
لابد دوستان صنفي تصور كرده اند با تمسك به محافل و مجالس بين المللي مي توانند حداقل تريبوني براي بيان خواسته ها و مطالبات معلمان ايران پيدا كنند .
ظاهر اين سخن منطقي است اما مرور تجارب تاريخي نشان مي دهد كه مسير" تحولات بنيادين " از طريق تغيير افكار و نگرش هاي توده مي گذردو احتمالا تغييرات حاصل از فشارهاي بيروني در طول زمان پايدار و نافذ نبوده اند.
در نامه كاوه كردستاني به كانون چنين آمده است:
"آنچه از اهميت ويژه برخوردار است؛ نقد عملكرد و فراز و فرود تلاش هاي صنفي كانون هاي معلمان در جهت جلوگيري از انحراف و كم كاري تشكل هاست . چرا كه معلمان كشور ؛ پيروان بي خرد كانون ها نبوده وفقط زماني با آنها همراه بوده اند كه گامي موثر را در جهت آگاهي بخشي و رهبري اعتراضات براي نيل به هدف برداشته باشند. در يك سال اخير كانون تهران با سكوت و تزلزل در برابر خواست هاي قانوني فرهنگيان سوال هاي بسياري را در ذهن معلمان كشور ايجاد نموده است . در اين دوران بسيار حساس از حيات تشكل ها هيچ چيز از چشمان تيز بين جامعه و معلمان پنهان نمي ماند و تا گرفتن پاسخ در خور نقدها ادامه خواهد يافت."
در واقع آقاي كاوه هم به اين مساله يعني كم كاري تشكل ها در جامعه فرهنگيان ايران اشاره كرده اند و از سوي ديگر فعالان كانون صنفي متاثر از اين فشارها به جاي آنكه درصدد تعريف و تبيين مشكل و يافتن راه كار و توسعه تشكيلات و ابزار مناسب برآيند به فكر آن هستند تا از طريق اهرم هاي تعريف شده خارج از مرزها كه احتمالا تحليل هاي واقع بينانه اي از روند تحولات جامعه ندارند و نيز حالت مقطعي و منقطع دارند مرهمي بر آلام تسكين نيافته معلمان "حاشيه نشين " باشند!
در قسمت ديگري از اين نامه آمده است :
"2- با نزديك شدن به سازمان معلمان و ائتلاف با آنها كه همواره بر خلاف كانون ها عمل نموده و هنگامي كه دوستانشان بر سرير قدرت بودند كانون ها را بي رحمانه نقد مي كردند و معطوف بودن آنها به قدرت؛ همه معلمان كشور را انگشت به دهان كرد ."
به نظر مي رسد برخي از اعضا و هواداران كانون هاي صنفي براي آنكه صنفي بودن خود را در عالي ترين مرحله اثبات نمايند و مراتب صنفي بودن خالص خود را به رخ ديگران بكشند تا مبادا خداي ناكرده از قافله عقب بمانند عادت كرده اند تا از طريق حمله هاي بدون پشتوانه منطق و دليل ؛ سازمان معلمان را مقصر و عامل اصلي اين ناكامي ها و شكست ها و عدم همبستگي ها معرفي كنند!
از نظر آنها سازمان معلمان به ستوني مي ماند كه هر كس براي طي طواف و رسيدن به" كعبه صنف " بايد با " رمي جمرات " ؛ اين خلوص و صداقت را به اثبات نهايي برساند!
از نظر ما لازمه همبستگي و رسيدن به نقطه اتفاق ؛ كنار گذاشتن خودخواهي ها ؛ تنگ نظري ها و پذيرش معايب و كاستي هاي دروني است نه فرافكني قصورها و شكست ها!
اگر سكوتي هست
اگر انفعال پيشه ما گشته است
اگر ظلمي وجود دارد
اگر همدلي نيست
اگر صداقت كم رنگ شده است
اول از همه به " خود" برگرديم .....
علي پورسليمان






