تبليغاتX
سخن معلم - در آمدی بر تشکیل "نظام معلمی "در ایران
در آمدی بر تشکیل "نظام معلمی "در ایران چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 15:17

بحث " كارايي و كيفيت آموزشي معلمان" موضوعي است كه تقريبا همه نظام هاي آموزشي دنيا به آن توجه كرده اند.

به عنوان مثال ؛ بنابر قوانين دپارتمان آموزشي انگلستان (DFEE) در آموزش حرفه اي معلمان نيازمندي هاي معلمان ؛ اولويت هاي آموزشي مدارس و اولويت هاي استراتژيك ملي مد نظر قرار گرفته اند و از محل بودجه عمومي اعتبار مي گردند.از جمله ديگر دوره هاي آموزش حرفه اي معلمان مي توان به آموزش حرفه اي معلمان ناظر (NPQH) اشاره نمود. به عبارت ديگر در دوره هاي آموزشي مذكور؛ آن دسته از معلميني كه قبلا از تجربه مفيدي در حوزه آموزش بر خوردار بوده تحت آموزش قرار مي گيرند. طبق قانون مصوب سال 1997؛ قانون اصلاحيه مصوب سال 2000 ويژه آموزش عالي و آموزش معلمان كشور انگلستان ؛ وزارت كشور به اعطاي مجوز وضع مقررات آموزشي براي آن دسته از معلميني كه به عنوان معلمان ناظر فعاليت داشته اند مبادرت مي نمايند. طبق مقررات مذكور ؛ كليه معلمين متقاضي فعاليت در حوزه نظارت آموزشي مي بايستي از گواهي نامه ملي معلمان ناظر بر خوردار باشند. دوره هاي آموزشي حرفه اي معلمان ناظر با عنوان (LPSH) بيشتر ويژه آن دسته از معلمان ناظري است كه از حداقل 3 سال تجربه كافي در حوزه سمت نظارتي برخوردار باشند.

از مورخه مي سال 1989 كليه موسسات آموزشي معلمان مقاطع ابتدايي و متوسطه به ارائه چشم اندازهاي شغلي و اطلاعاتي در خصوص نقاط " قوت و اولويت هاي آموزش حرفه اي معلمان" ملزم گرديده اند." (1)

در ايران نيز براي اولين بار" طبق مصوبه شماره 2552 /ت 29933 ه مورخ 26/1/83 هيات وزيران كه با استناد به ماده 6 قانون نظام هماهنگ پرداخت حقوق كاركنان دولت مصوب سال 70 مجلس شوراي اسلامي و به منظور افزايش انگيزه و كارايي معلمان و ارتقا سطح كيفيتي خدمات آموزشي به تصويب رسيده بود طرح مسير ارتقا شغلي معلمان مصوب جلسات مورخ 28/2/83 ؛ 4/3/83 و 9/3/83 شوراي امور اداري و استخدامي كشور متضمن ضوابط مسير ارتقا شغلي و نحوه پرداخت فوق العاده و نيز به معلمان ؛ مربيان؛ مديران و معاونين مدارس ابلاغ و اجرا گرديد." ( 2 )

اما پس از اجراي طرح مسير ارتقاي شغلي معلمان تاكنون موفقيت اين طرح مورد ارزيابي قرار نگرفته است ضمن آنكه به نظر مي رسد نتايج اجراي اين طرح با اهداف تعريف شده براي آن همخواني نداشته باشد.

آيا شوراي عالي آموزش و پرورش كه به نوعي به گفته اعضاي آن اتاق فكر تعليم و تربيت محسوب مي شوند اجراي اين طرح را از نظر علمي و ميداني مورد ارزيابي قرار داده اند تا طرح جديدي به نام " سازمان نظام معلمي ايران" را مورد بررسي و يا اجرا قرار دهند؟!

سازمان نظام معلمي چيست؟

"دبير شوراي عالي وزارت آموزش و پرورش از طراحي پيش نويس سازمان نظام معلمي كشور خبر داد و گفت: اين لايحه پس از تصويب مجلس شوراي اسلامي اجرايي مي شود.

به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران ؛ بهرام محمديان امروز 27 فروردين در جمع خبرنگاران با اشاره به اينكه بايد به جايگاه و صنف معلم هويت اثر گذار داده شود افزود:

هم اكنون پيش نويس سازمان معلمي كشور به منظور برقراري تعادي حقوق معلمان ؛ دانش آموزان و خانواده آنان و همچنين روابط متقابل بين آنان طراحي و آماده شده است كه پس از تصويب مجلس اجرايي مي شود."(3)

به گزارش خبرنگار موج ؛ دكتر محمديان؛ دبير كل شوراي عالي آموزش و پرورش از نشست خبري اظهار داشت:" در صورتي كه سازمان نظام معلمي جمهوري اسلامي ايران تشكيل شود ؛ معلمان كشور مي توانند يك پايگاه رسمي و صنفي در اختيار داشته باشند." (4)

"از سويي ديگر ؛ بدنه اجتماعي نظام هم كه به نوعي مشتريان نظام تعليم و تربيت تلقي مي شوند ؛ منتظر تحول و بهبود در محصولات نظام آموزش و پرورش هستند. همه اين موارد دست به دست هم مي دهند و ضرورت تحول را حتمي و اجتناب ناپذير مي كنند.وي با تاكيد بر اينكه در مولفه هاي آموزش و پرورش دچار كاستي هستيم و تنها اين كاستي به نظام معلمي باز نمي گردد گفت: در نظام معلمي بايد ايجاد تحول كنيم و با توجه به ظهور رقيبان در عرصه توليد و انتقال دانش و اطلاعات عمومي مانند رسانه ها و وسايل ارتباط جمعي ؛ معلمان نقش مرجعيت فرهنگي و تربيتي خود را به تدريج از دست مي دهند پس ضرورت دارد كه در بازسازي نظام معلمي مبتني بر اصول تحول ؛ به اعاده اين مرجعيت توجه كنيم و اين امكان پذير نيست؛ مگر به معلم حرفه اي التزام داشته باشيم و منزلت اجتماعي معلم را بالا ببريم و نسبت به تامين معيشت و زندگي معلم همت گماريم تا معلمان به تمام معنا بتوانند ايفاگر نقش مرجعيت علمي و فرهنگي باشند." (5)

محمديان افزود:

احياي دوباره مقام معلمان منوط به فراهم شدن نظام جذب ؛ تامين و نگهداشت نيروي انساني به ويژه در خصوص افرادي است كه آمادگي و توانايي علمي ؛ ذهني؛ جسمي اين شغل را داشته باشند و از همه مهمتر با رغبت معلمي را انتخاب كرده باشد.

وي در همين باره گفت: تجارب نشان مي دهد معلمان موفق كساني هستند كه اكسير معلمي را داشته باشند. بنابراين تنها مدرك تحصيلي براي به وجود آمدن معلمي حرفه اي و كاردان كافي نيست و مي توان نسبت به حفظ شان و منزلت معلمان كه در طرح نظام معلمي از جايگاه بالاي علمي بهره مند باشند ؛ اميدوار بود.

دبير كل شوراي عالي آموزش و پرورش تاكيد كرد:

دستگاه هاي كارگزار دولتي بايد براي تامين معيشت معلمان تصميمات عملي داشته باشند؛ به طوري كه معلمان نيز بدانند حتي اگر خودشان هم به معيشت فكر نكنند ؛ در شوراي عالي آموزش و پرورش و در كميسيون خط و مشي ها ؛ اين موارد به طور جدي دنبال خواهند شد. (6 )

علاوه بر همه اينها ؛ موضوع تاسيس نظام معلمي از برنامه هاي آقاي علي احمدي براي گرفتن راي اعتماد از مجلس شوراي اسلامي بوده است.

برنامه هاي وزير آموزش و پرورش : طراحي و پياده سازي نظام معلمي و رتبه بندي معلمان:

 "برنامه هاي مشاركت همه جانبه مردم و بخش هاي غير دولتي در توسعه و بهره برداري از مدارس و ارتقاي كيفيت دانش آموختگان شامل مواردي مانند برنامه ريزي براي ساماندهي اداره مدارس ؛ طراحي مكانيزم و فرايندهاي نظارت ؛ ارزيابي و كنترل مدارس در راستاي تضمين اهداف و تحقق ساحت هاي تربيتي ؛ طراحي و پياده سازي نظام معلمي و رتبه بندي معلمان براي انگيزه بخشي يه فعاليت هاي معلمي در راستاي تحقق ساحت هاي تربيتي است. " (7 )

اين در حالي است كه " جزئيات طرح  سازمان نظام معلمي ايران " كه به مجلس فرستاده شد بيان نشده است و فقط به ذكر كلياتي از آن اكتفا گرديده است.

از آنجا كه اجراي اين طرح نياز به پيش شرطها و مقدمات دارد سعي خواهم كرد مولفه ها و عناصر تاثيرگذار بر آن را به طور اجمال مورد مطالعه قرار دهم:

نقش و اهميت "معلم " در نظام آموزش و پرورش ايران :

آموزش و پرورش ما ؛ مبتني بر فلسفه خاصي نيست. از همه مكتب ها و فلسفه هاي تعليم و تربيت مطرح به نوعي كپي برداري كرده اما در واقع واجد هيچ كدام از صفات و ويژگي هاي آنها نيست. آيا فلسفه آموزش و پرورش ما مبني بر ايده اليسم است يا رئاليسم يا پراگماتيسم و....

اصولا نوع نگاه به انسان و اجزا و روابط آن در آموزش و پرورش ما چگونه تعريف شده است؟

آيا در آموزش و پرورش ما نقش معلم و جايگاه آن به درستي تعريف شده است؟

به عنوان مثال ؛ نقش معلمان در تاليف و به روزآوري كتب درسي چيست؟

مشاركت معلمان در تدوين و يا ترسيم قوانين جاري و ساري از طريق اتاق فكر تعليم و تربيت يعني " شوراي عالي آموزش و پرورش " چگونه تعريف و تبيين شده است؟ و اساسا نوع و ديدگاه جامعه و مسئولان نسبت به نقش معلم در حيطه عمل چيست؟

 "و اين درحالي است كه نفوذ معلم مي تواند بي انتها باشد. انديشه هايش ممكن است بر روي هزاران تن اثر بگذارند و موجب تغير عمقي در تمدن شوند و پيشروان عالم بشري را پرورش دهند.

نويسنده اعلاميه استقلال آمريكا ؛ يعني تامس جفرسون بدين گونه از معلم خود تجليل مي كند:موجد خوشبختي و شايد چيزي كه سرنوشت زندگي مرا تعيين كرد اين بود كه دكتر ويليام سمال ( Dr. William small اسكاتلندي استاد رياضيات من شد.

چارلز داروين ؛ كه يك پيشواي ديگر فكري است در يك قطعه شيوا از معلم خود چنين ياد مي كند:

من هنوز از واقعه اي كه پيش ازهر چيز ديگر در خط مشي كلي زندگي من اثر كرد يادي نكرده ام و آن مصاحبت من با پروفسور هنسلو (Henslow ) بود.

آبراهام لينكلن از دين بزرگي كه نسبت به يك معلم مرزنشين بر گردن داشت آگاه بود.اين معلم منتور گراهام ( (Mentor Graham نام داشت و به او دستورزبان ؛ مساحي و مقدمات حقوق را درس مي داد.لينكلن در ضمن سخنراني مورخ هجدهم اسفند 1832 خود خطاب به اهالي شهرستان سنگامون ( Sengamon ) چنين گفت:

درباره موضوع تربيت تنها مي توانم بگويم كه من آن را مهمترين موضوعي مي دانم كه ما مردم مي توانيم دست بزنيم. ( 8 )

ممكن است اين سوال مطرح شود كه مسئولان و صاحب نظران ما نيز از معلمان تجليل مي كنند اما نكته اين جاست كه بين تئوري و عمل و نوع نگاه و صداقت فاصله بسيار است!

انتظار جامعه و شايد مسئولان از معلم ما پر كردن اوقات دانش آموزان و ايجاد مشغوليت براي آنها جهت جلوگيري از عواقب و حوادث ناخواسته و نيز تبيين و تبليغ الگوها و ارزشهاي خاص و ديكته شده است و بس!

بديهي است كه در چنين سيستمي خلاقيت و به روزآوري به حداقل مي رسد.لازمه ايجاد يك نظام حرفه اي و تخصصي براي آموزش و پرورش داشتن معلم حرفه اي است.

نگاه سياسي به آموزش و پرورش و اجزاي آن

تعريف قالب هاي ذهني متناسب با شرايط و جو سياسي جامعه براي ساختار آموزش و پرورش قطعا سازو كار آموزش و پرورش را جهت ايفاي كاركردها و مفاهيم خود با چالش هاي جدي مواجه خواهد ساخت.

قطعا آموزش و پرورش ايدئولوژيك نخواهد توانست نگاه حرفه اي را در آموزش و پرورش بارور كند هر چند مسئولان بخواهند صورت مساله را حذف كنند!

دكتر اكرمي وزير سابق آموزش و پرورش در نشستي كه آقاي علي احمدي در زمان سرپرستي وقبل از وزارت براي 9 وزير سابق آموزش و پرورش ترتيب داده بود گفت: " شما از مطالبات نظام صحبت كرديد؛ اما چرا از مطالبات معلمان و مردم سخني نگفتيد؟ در حالي كه سال گذشته بايد در مورد معلمان بهتر عمل مي شد؛ جنابعالي كه مي خواهيد قدمي برداريد؛ اين است كه اول دل معلمان را بدست آوريد.

وي افزود: برخي معلمان كه خود از مدافعان نظام هستند؛ گفتند كه ما با مسئولان سياسي كاري نداريم؛ ما فقط مطالباتمان را مي خواهيم. پس دل آن معلمان شكسته است و اولين وظيفه شما تلطيف روابط آموزش و پرورش با معلمان است.

وي با بيان اينكه معلمان احساس قانون گرايي در آموزش و پرورش نمي كنند؛ تصريح كرد سالهاست كه آموزش و پرورش سياسي شده در حالي كه نگاه سياسي به آموزش و پرورش آن را فلج مي كند.

وزير اسبق آموزش و پرورش با اشاره به اينكه تحول در آموزش و پرورش از 20 سال پيش مطرح بود اظهارداشت: چرا هرگز سوال نمي شود كه بحث تحول بعد از 20 سال به كجا رسيده است. وي با ابراز تاسف از تغيير دائمي قوانين و تغيير مديران در كشور گفت: اين موضوع نه تنها در نظام آموزش و پرورش بلكه در ساير حوزه هاي اداري كشور؛ما را به روزمرگي كشانده است؛ چرا كه هم مصوباتمان دائما تغيير مي كند و هم افراد اجرايي مان!

اكرمي تاكيد كرد : ما به نقطه مطلوبي كه مردم براي آن انقلاب كردند ؛ نرسيده ايم و من از بيان حقايق ابايي ندارم.اكرمي با تاكيد بر اينكه معلم گزينش مي خواهد ؛ اذعان كرد: در نظام شاهنشاهي اگر چه خود نظام مشروع نبود ؛ اما معلماني مسلمان ؛ علاقه مند و دلسوز؛ ما را به نوعي تربيت كردند كه يك جمله آنها ما را مي ساخت.

وزير اسبق آموزش و پرورش با اذعان به اينكه نبايد به آموزش و پرورش به عنوان دستگاه راي آورنده نگاه كنيم اضافه كرد:

افتخارتان معلمي باشد ؛ نه وزارت؛ لذا توصيه مي كنم كه به دنبال خدمت باشيد؛چرا كه در همه جاي دنيا اول خدمت به مردم مورد توجه قرار مي گيرد. " ( 9 )

آموزش و پرورش حرفه اي ؛ درون دادهاي حرفه اي را نيز مي طلبد

در گزارشي با عنوان سنجش كيفيت معلمان در نظام آموزشي معلمان آلمان اين گونه آمده است:

 "در جمهوري فدرال آلمان ؛ معلمان از موقعيت اجتماعي و اقتصادي شايسته اي برخوردار مي باشند. بديهي است چنين موفقيتي سبب مي شود نسل جوان نيز به اين حرفه با ديده احترام نگريسته و آن را جزو اولويت هاي شغلي خود منظور نمايد بدين ترتيب و در اثر اقبال جوانان به اين حرفه ؛ همواره عرضه معلم بر تقاضاي آن فزوني داشته است ؛ يعني داوطلباني كه تمام برنامه هاي تربيت معلم پيش از خدمت و آزمون هاي تعيين صلاحيت را به شرح مذكور ؛ با موفقيت پشت سر گذاشته اند ممكن است با عدم نياز مواجه شده و از اشتغال به حرفه ي معلمي ؛ براي مدت نامعلوم محروم بمانند.وجود معلمان صاحب صلاحيت بيش از تعدادي كه دستگاه آموزش و پرورش به آنها نياز داشته و امكان جذب آنها را دارد ؛ يكي از ويژگي هاي جوامعي است كه در آنان معلمي ارزش و اعتبار واقعي خود را پيدا كرده و آحاد جامعه به شكل هاي مختلف ؛ نسبت به تكريم و اعزاز معلم اهتمام مي ورزند . هر چند ممكن است برخي اين پديده را معلول اتخاذ سياست هاي به اصطلاح ليبرالي (غير مفيد به نيازهاي جامعه)در پذيرش دانشجو يا برآوردهاي خلاف واقع از نيروي انساني مورد نياز جامعه به وسيله دست اندركاران بخش آموزش عالي بدانند ؛ ليكن به هر روي اين ويژگي يعني پيشي گرفتن تعداد معلمان صاحب صلاحيت از معلمان مورد نياز ؛ كماكان اعتبار خود را به عنوان يك شاخص تميز دهنده ميان دو دسته از كشورها با توجه به عامل شان اجتماعي و موقعيت اقتصادي معلمان حفظ كرده است.

نتيجه مثبت ديگري كه بر حاكميت چنين شرايطي در جامعه عايد مي شود ؛ توجه جوانان شايسته و خوش استعداد به اين حرفه است به عبارت ديگر با اعطاي مقام و موقعيت در خور اجتماعي و اقتصادي به معلمان ؛ هم آثار كمي مثبتي در قالب اقبال جوانان به اين حرفه مي توان انتظار داشت و هم آثار كيفي مثبتي را در قالب گرايش جوانان موفق و مستعد به سمت حرفه معلمي برآن يار خواهد شد. البته بعد كمي قضيه نيز در نهايت ؛ آثارمثبت كيفي از خود به جاي خواهد گذاشت؛ چرا كه پديده حق انتخاب با انتخاب اصلح ؛ تنها در شرايطي كه عرضه بر تقاضا فزوني داشته باشد؛ معنا و مفهوم خواهد داشت.

و در مورد نظام آموزشي ايران ؛ و در همين يادداشت آقاي دكتر محمود مهرمحمدي مي گويد: در كشور ما متاسفانه به رغم تلاش هاي بايسته اي كه در سال هاي اخير در اعطاي شان  و منزلت در خور اجتماعي به معلمان و فراهم ساختن موقعيت مناسب اقتصادي و معيشتي براي ايشان به عمل آمد و پيشرفت هايي كه حاصل شد هنوز تا مهيا شدن شرايطي كه حرفه معلمي براي جوانان ؛ به ويژه جوانان مستعد و هوشمند ؛ جاذبه اي داشته يا در رقابت با ساير مشاغل و حرف از اولويت برخوردار باشد ؛ فاصله بسيار است. به عبارت ديگر ؛ شايد اكنون دوراني كه مسئولان نظام تربيت معلم كشور را مجبور مي ساخت به علت كمبود متقاضي واجد شرايط ؛ ملاك پذيرش داوطلبان در دوره دبيري رياضي را كسب حداكثر نمره 5/6 در آزمون ماده رياضي قرار دهند ؛ كه مي توان حدس زد آموزش رياضي در كشور با وجود چنين معلماني به چه سرنوشتي مبتلا خواهد شد؛ سپري شده باشد.ليكن روشن است كه هنوز رشته هاي تربيت معلم در مراكز تربيت معلم و در مرحله بعد ؛ رشته هاي تربيت دبير در دانشگاه هاي كشور ؛ جزو انتخاب هاي فارغ التحصيلان ممتاز دبيرستان قرار نداشته و داوطلبان برخوردار از بنيه علمي ضعيف و بعضا متوسط ؛ آن هم اكثرا از روي اضطرار و لاعلاجي ؛ و به عنوان اولويت هاي واپسين دست انتخاب اين رشته مي زنند. پر

واضح است كه اصلاح و غنا بخشيدن به برنامه هاي تربيت معلم تابع توانايي ها و قالب هاي ورودي هاي اين سيستم است و تا زماني كه معضل ورودي هاي كم مايه و بعضا بي مايه به نظام تربيت معلم كشور حل نشود ؛ اميد چنداني به ايجاد تحول اساسي در اين نظام و به تبع آن ؛ نظام آموزش و پرورش كشور  نمي توان داشت .

پياژه در كتاب " روان شناسي و دانش آموزان و پرورش" اين حقيقت را اينگونه توصيف مي كند:

" زيبا ترين اصلاح و بازسازي آموزش و پرورش در صورتي كه معلم به تعداد كافي و با كيفيت مطلوب در اختيار نباشد با شكست روبه رو خواهد شد." ( 10)

آموزش و پرورش حرفه اي نيازمند يك اقتصاد تعريف شده و علمي است

به جرات مي توان گفت پايه هرگونه برنامه ريزي و مديريت در آموزش و پرورش ؛ ارائه يك تعريف و پي ريزي شالوده محكم جهت سازو كارهاي اقتصادي آن است.بسياري از مسايل و مشكلات آموزش و پرورش ناشي از اقتصاد آن است.علي رغم كاهش جمعيت دانش آموزي ؛ ميزان سهم بودجه آموزش و پرورش از درآمد ناخالص ملي تغييري نداشته در برخي موارد كاهش نيز داشته است!

تاسيس سازمان نظام معلمي بودجه و اعتبارات خاص خود را مي طلبد. آيا در آموزش و پرورش كه حدود 94 درصد از بودجه آن صرف هزينه هاي پرسنلي مي شود و از سوي ديگر كسري بودجه آموزش و پرورش هر سال روند صعودي داشته است و در برخي موارد اختلالاتي حتي در   پرداخت حقوق عادي معلمان به وجود مي آيد آيا مي توان انتظار حرفه اي شدن داشت؟!

آيا نگاه انبساط گرايانه دولت در بحث اقتصاد كلان و نيز بحث رانتير بودن آن اجازه رشد و پويايي به ساختار متصلب آموزش و پرورش را خواهد داد؟

سخن آخر:

آقاي علي احمدي!

وزير آموزش و پرورش!

شما تاسيس نظام معلمي را از اولويت هاي كاري خود ذكر كرده ايد و سخن از حرفه اي كردن وتخصصي نمودن امر تعليم و تربيت به ميان آورده ايد در حالي كه قبلا عنوان كرده ايد كه بايد در امر تاليف كتب درسي تفكيك جنسيت صورت گيرد!

در كدام نظام هاي آموزشي مطرح  جهان چنين امري مسبوق به سابقه است؟ آيا اين نگاه ايدئولوژيك به امر تعليم و تربيت نيست؟

آيا شما طرح ارتقاي شغلي را قبول داريد؟

آيا اينكه چون متعلق به دور قبل بوده است آن را رد مي كنيد؟

آيا شما سخنان فرمانده سپاه را كه خواهان " انقلاب فرهنگي " در آموزش و پرورش شده بود  را قبول داريد؟

آيا تاسيس نظام معلمي بودجه و اعتبار نمي خواهد؟

آيا منزلت در عرض معيشت معلمان است و يا در طول آن؟

آيا بهتر نيست قبل از فكر " تاسيس نظام معلمي " به فكر " ايجاد يك نظام مديريت شايسته سالار به دور از رانت حداقل براي جلوگيري از تحميل هزينه هاي آزمون و خطا به سيستم " باشيد ؟

آيا شما مي دانيد :

كشور كانادا با اختصاص 1/7 درصد از توليد ناخالص ملي به آموزش در صدر كشورهاي برتر قرار گرفته و ايالات متحده با 8/6 درصد در رده دوم و زلاندنو در رده سوم قرار دارد.

ارزيابي هاي سال 1988 همچنين استاندارد برتر جهاني تخصيص توليد ناخالص ملي به آموزش و پرورش را 3/5 درصد نشان مي دهد كه هم اكنون اين رقم تا 7 درصد نيز افزايش يافته ؛ اين در حالي است كه تنها 8/3 درصد از توليد ناخالص ملي ايران به نظام آموزشي اختصاص مي يابد!

آيا مي دانيد :

سهم بودجه آموزش و پرورش ايران نيز از بودجه عمومي دولت در سال 76 ؛ 9/20 درصد بوده كه اين رقم در سال 83 به 5/18 درصد رسيده است و در اين زمينه سهم هزينه هاي آموزش و پرورش از هزينه هاي دولت نيز نشان مي دهد كه 9/8 درصد از هزينه هاي دولت ايران ؛ سهم آموزش و پرورش است اما بالاترين اين رقم با 26 درصد متعلق به گينه و 8/24 درصد متعلق به لهستان است!

آيا شما مي دانيد:

ايران از بين 133 كشور جهان رتبه 61 را در خصوص تخصيص بودجه آموزش و پرورش به خود اختصاص داده و در بودجه 72 پله عقب تر از كشورهاي جهان است! (11 )

آيا شما مي دانيد :

سن بازنشستگي در اكثر كشورهاي پيشرفته و صنعتي 65 سال است و در كشور ما براي فرار از پاسخگويي منطقي به نيروي كار و جلوگيري از بروز حوادث و بحران هاي اجتماعي ناشي از " بيكاري " سن بازنشستگي به زير 45 سال رسيده است !

آيا جايگاهي براي " انباشت تجربه " و " مديريت منابع انساني " وجود دارد ؟

آيا " معلم حرفه اي " در اين سيستم كه " نگاه فله اي " به نيروي انساني دارد مي تواند فعاليت كند ؟

تا كي مي توان از " واقعيت ها " دوري جست ؟

آيا " وضعيت بازنشستگان " آيينه اي از وضعيت " شاغلان " نخواهد بود ؟

اگر قرار است واقعا " تعديل نيرو " صورت گيرد پس استخدام اين همه نيروهاي حق التدريس قبلا و يا قول استخدام به آنها چه معنايي دارد ؟

كارشناسان تعليم و تربيت كشور در خصوص نحوه تخصيص بودجه به نظام آموزشي معتقدند كه به همان اندازه كه نظام آموزشي براي ما اهميت داشته باشد، ناچاريم به آن بودجه اختصاص دهيم يعني اگر تعليم و تربيت را زير بناي توسعه ملي خود همانند ساير كشورهاي دنيا بدانيم و براي رشد اقتصادي به مديريت و آموزش نيروي انساني توجه داشته باشيم،‌نگاه و عملكرد ما در خصوص چگونگي اختصاص بودجه به آموزش و پرورش نيز تغيير خواهد كرد.

آنها تاكيد مي‌كنند: اگر آموزش و پرورش را در حد تصديگري اجتماعي پايين بياوريم و بگوييم بايد به بخش خصوصي سپرده شود ديگر نگاه زير بناي توسعه ملي به اين دستگاه نخواهيم داشت. آموزش و پرورش در قانون برنامه سوم و قبل از آن جزئي از امور حاكميتي كشور بود و در كنار امنيت از آن ياد مي‌شد اما متاسفانه در لايحه خدمات كشوري از امور حاكميتي نزول كرده و به تصديگري اجتماعي رسيد.

 

مديريت بايد علمي و پاسخگو باشد .

اما اين كار بايد توسط كساني صورت گيرد كه " نگاه ايدئولوژيك " به فرآيندها نداشته باشند !

بيم آن مي رود " سرانجام تاسيس " نظام معلمي " در ايران مانند بسياري از امور به " ماشين تصفيه و يا تسويه براي يكدست كردن امور بيانجامد .

چنين مباد !

علي پورسليمان

  .............................................................................................................................

منابع :

  1. سايت شوراي عالي آموزش و پرورش
  2. www.tehranedu.com/news/ertegaeshogli3.htm
  3. باشگاه خبرنگاران جوان ؛ دبير شوراي عالي آموزش و پرورش (27/1/87 )

4.خبرگزاري موج 27/1/87 )

5.سرويس فرهنگي روزنامه اطلاعات 5 آبان 1386

6.روز نامه قدس 4 مهر 85

7.خبرگزاري فارس ؛28/11/86

8. تاريخ فلسفه تربيتي ؛تاليف فردريك ماير؛ ترجمه علي اصغر فياض ؛ تهران : موسسه انشارات فرانكلين ؛1350 ؛ ص ص 483-484

9.همشهري آنلاين ؛ 6 ارديبهشت 1387

10.روزنامه ايران ؛ شماره 1922 ؛ سال هفتم سه شنبه 1 آبان 1380

11.مطالب اين قسمت از " ايسنا " گرفته شده است .

 

نوشته شده توسط " سخن معلم "  | لینک ثابت |