+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 19:49 توسط علي پورسليمان
|
در راه باريكي كه از آن مي گذشتيم
تاريكي بي دانشي بيداد مي كرد
ايمان به انسان ؛ شب چراغ راه من بود
شمشير دست اهرمن بود
تنها سلاح من در اين ميدان " سخن " بود
" فريدون مشيري "
همیشه با خود می اندیشم چرا معلمان با وجود کثرت جمعیت شان وزن چندانی در ایجاد و هدایت سمت و سوی تحولات جامعه ندارند. این مساله موجب شد تقریبا از سال 1377 با عضویت در سازمان معلمان ایران و تحریر مطالبی عمدتا در روزنامه ها پاسخی برای فرضیات و سوالاتم بیابم. سعی کرده ام آموزش و پرورش و مسایل آن را به عنوان یک زیر سیستم در نظر بگیرم و با یک نگرش سیستمی به نقد آن بپردازم و این شاید وجه تمایز من با افراد دیگر و حتی تشکل های دیگر در حوزه آموزش و پرورش باشد.قطعا بهره مندی از نظرات و مطالب همکاران گرامی مرا در غنی سازی و به روزآوری این وبلاگ یاری خواهد نمود. علی پورسلیمان. " سازمان معلمان ايران " به عنوان اولين تشكل كه منادي كار جمعي و گروهي در آموزش و پرورش بوده است به هيچ عنوان ادعاي " رهبري و يا نمايندگي " جامعه معلمان را نداشته و ندارد . اما حق " نقد و انتقاد و اعتراض را در انحصار هيچ " فرد ؛ گروه و تشكلي نمي داند . " انحصار گرايي در مديريت مطالبات معلمان و آموزش و پرورش " از سوي هيچ كس پذيرفته نيست . هر فرد و گروهي حق دارد به اندازه نفوذ ؛ وزن و اعتبار خويش ؛ خود را در ميان معلمان مطرح كند . در واقع ؛ " اتاق فكر هر تشكل و حرف هايي كه براي گفتن دارد مبين ميزان صدق و ادعاي گفتار آن جمعيت جهت نمايندگي خواسته ها و مطالبات معلمان خواهد بود . " سازمان معلمان ايران " در اين مسير دست همه " افراد ؛ گروه ها و تشكل ها كه دلشان براي آينده آموزش و پرورش و ايران مي تپد را به گرمي مي فشارد .