" سخن معلم " در نظر دارد تاریخچه فعالیت های سازمان معلمان ایران را در قالب " بیانیه ها " " موضع گیری اعضا و ... از این پس منتشر کند . قطعا بازخوانی گذشته چراغ راه آینده خواهد بود .
راهنمایی های دوستان در این مسیر مزید امتنان خواهد بود .
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
این یادداشت در بهمن سال ۱۳۸۳ به عنوان جوابیه به روزنامه " شرق " ارسال گردید .
در آن موقع با دبیر سرویس ، خانم "نمازی خواه "چندبار تلفنی صحبت کردم.
اما روزنامه شرق از انتشار آن امتناع ورزید !
این زمان مقارن با دوره ای است که آقای " شیرزاد عبداللهی " فعالیت خود در روزنامه شرق را به عنوان بهترین دوران فعالیت روزنامه نگاری خود معرفی کرده است !
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
" درآمدي بر يك پويش فرهنگي "
" در نامه جمعي ازمعلمان تهراني به رئيس مجلس عنوان شد :
آموزش و پرورش بدون بودجه لازم به باتلاق استعدادها تبديل مي شود.
" همشهري ، دوشنبه 28 دي ماه 1383 "
"جمعي از معلمان ، مديران ، مربيان و معاونان مدارس سراسر كشور با ارسال نامه اي به نمايندگان مجلس هفتم ، رفع تبعيض و اختصاص بودجه مناسب آموزش و پرورش را خواستار شدند.
اين نامه به ابتكار تعدادي از معلمان كه در متن بيانيه خود را " جمعي از همكاران فرهنگي " معرفي كرده اند نوشته و تدوين شده است.
براي اولين بار طي چهار سال گذشته هيچ نقشي در اين اعلام موضع معلمان ، مديران ، مربيان و معاونان مدارس بر عهده تشكل هاي صنفي معلمان گذارده نشده است.
فعاليت جديد معلمان حاكي است در حال تجربه شيوه هاي جديد براي پيگيري مطالبات صنف خود بدون همكاري تشكل هاي صنفي هستند. بر اساس اخبار بدست آمده اين روش با استقبال قابل تاملي در سطح مدارس مواجه شده است. به طوري كه اين نامه از سوي تك تك معلمان تكثير و آماده جمع آوري امضا مي شود."
" شرق ، 29 دي ماه 1383 "
در اين يادداشت بدون اينكه خواسته باشيم در مورد محتواي نامه سخني به ميان آوريم مي خواهيم اصل اين
حركت را از لحاظ " جامعه شناسي حركت هاي اجتماعي "مورد تحليل و واكاوي قرار دهيم :
" پويش اجتماعي معلمان به صورت رسمي و علني از دي و بهمن 1380 پس از تجمع مركز تربيت معلم شهيد باهنر كه توسط سازمان معلمان برگزار شد فعاليت خود را آغاز كرد.
قبل از آن هم اگر هر گونه حركتي در جامعه معلمان وجود داشت به صورت " پراكنده و نقطه اي" بود به گونه اي كه توجه جامعه و مسئولان را به خود جلب نمي كرد.
در واقع " عدم خود باوري معلمان به تاثيرگذاري خود بر معادلات اجتماعي " و نيز " درجه ريسك پذيري پايين" در كنار " فقدان تشكل هاي مدني متكثر و نيرومند " اين پديده را تشديد مي كرد.
از آن زمان تا كنون اين حركات و فعاليت ها ، افت و خيزهاي بسياري داشته است.
" اعتصابات گسترده معلمان در اواخر سال گذشته" به عنوان " يك نقطه عطف" نشان از به بن بست رسيدن مذاكرات و چانه زني ها در يك فرايند مسالمت آميز از ديدگاه بسياري از معلمان در حيطه مسايل آموزش و پرورش بود.
اين حركت در راستاي ايده " نافرماني مدني " كه توسط تشكل هاي مدني معلمان به اجرا درآمد و البته هزينه هاي بسياري را بر فعالان تشكل ها تحميل نمود. نمونه آشكار اين مساله دستگيري و بازداشت يك ماهه آقايان " ذاتي و بهشتي" در زندان اوين بود كه پرونده آنها هم اكنون نيز مفتوح است. اين نكته از نظر دور نماند كه " تحصيل هر دستاورد اجتماعي و فرهنگي بدون پرداخت هزينه هاي آن به ويژه در كشورهاي دور از شاخص هاي توسعه يك نوع فلسفه بافي ايده آل گرايانه محسوب مي شود."
پس از اين حركت يك دوره فترت يا گسست بر فعاليت هاي مدني و صنفي معلمان غالب شد. در واقع جو بي تفاوتي و سردي كه من نام آن را " دوره بي اخلاقي و بي تفاوتي نسبت به ايده ها و آرمان ها " مي گذارم بخش عظيمي از جامعه معلمان را فرا گرفت. در واقع حاكميت با بالا بردن غير منطقي هزينه فعاليت هاي مدني و صنفي ، اين هشدار را به معلمان داد كه بايد مواظب حركات خود باشند و اين به ضرر تشكل ها تمام شد.
اما فعاليت تشكل ها نيز كم و بيش ادامه يافت تا اينكه اخيرا شاهد انتشار نامه فوق الذكر از سوي " جمعي از همكاران فرهنگي " بوديم. البته انتشار اين گونه نامه ها معمول و مرسوم بوده است اما نكته قابل تامل " سر تيتر شدن در يك روزنامه پر تيراژ " بود.
بر خلاف آنچه كه در مطبوعات بيان شده است خاستگاه انتشار اين نامه " منطقه 9 تهران" بوده است. منطقه اي كه در آن تشكلي به نام " سازمان معلمان منطقه 9 " حدود 6 سال فعاليت بي وقفه و مستمر در آن داشته است. بدون اغراق مي توان گفت زمينه سازي و تئوريزه كردن اين گونه حركات حاصل فعاليت هاي يك تشكل مدني در طول يك دوره زماني بوده است.
اما گويا دوستان مطبوعاتي اين موضوع را فراموش كرده اند كه حركت و پويش اجتماعي نيازمند يك تئوري مدون و مشخص و نيز يك برنامه ريزي مستمر و هدف مند است.
در واقع ، روزنامه شرق بدون توجه به بسترسازي و زمينه سازي خواسته است آن را به نوعي منفك از فعاليت هاي تشكيلاتي و سازمان دار و در راستاي قوت بخشيدن به " تئوري تشكل گريزي يا تشكل ستيزي معلمان " تعبير و تفسير كند.
از منظر پويايي شناسي گروهها هر حركت و پويش اجتماعي ناظر بر سه عنصر مهم و استراتژيك مي باشد: "تئوري ، تشكيلات و حركت."
تجارب پس از حوادث دي و بهمن 1380 كه در برخي از مقاطع ناظر به برگزاري حركات توده اي يا پوپوليستي بود اين مساله را به وضوح نشان داد كه هر گاه معلمان خود را از تقيد به تشكل ها رها كرده اند در طول يك سيكل زماني دچار نوعي ياس و انفعال و يا سرخوردگي شده اند.
اين حركت اولين قدم در جهت خودآگاهي فردي و اجتماعي معلمان ارزيابي مي شود. اما نكته مهم استمرار و بازيابي اين گونه فعاليت هاست . اگر ارسال نامه به مراكز تصميم گيري و تصميم سازي ناظر بر يك استراتژي مشخص و يا برنامه عملياتي تدوين شده نباشد پس از مدتي با توجه به شرايط اجتماعي كنوني ، باز در يك چرخه انفعال مبتلا خواهد شد.
اگر سمت و سوي اين فعاليت ها توسط يك هسته برنامه ريز و استراتژي نگر؛ متناسب با " تحولات روز و آسيب شناسي حركات اجتماعي " مورد بازبيني و استمرار قرار نگيرد مدت فعاليت آن مقطعي و زود گذر خواهد بود مگر آنكه معلمان در يك فرآيند " حس مشترك جمعي " و " همبستگي و وفاق صنفي" آموزه ها و دانسته هاي ذهني خود را مورد بازخواني و پيرايش قرار دهند.
سوال آخر اينكه اگر مسئولان و برنامه ريزان جامعه در " تدوين برنامه ها " و " الويت گذاري بخش هاي توسعه" باز نقش نهاد آموزس و پرورش را يك نقش دست چندم در نظر گيرند و آن را از ديدگاه يك " نهاد مصرفي " و " زيان ده " كه از مدت ها قبل ورشكستگي آن اعلام شده است تعبير و تفسير نمايند. گام بعدي براي تصحيح اين نگرش و ذهنيت چه خواهد بود ؟ !!!
علي پورسليمان





