شما کار خودتان را بکنید مگر من در کار شما دخالت می کنم که شما در کار من دخالت می کنید ! فردوسی پور اما با نبوغ یک فارغ التخصیل شریف از پاسخ طفره می رود و به رسالت رسانه و تنویر افکار عمومی تکیه می کند .اما آن طرف دایی است کسی که او نیز فارغ التحصیل شریف است . کسی که در میدان عمل ایستاده است .او مربی است و اشتیاقی به گزارشگری ندارد .اما فردوسی پور گاهی مشتاق مربی گری می شود . زمانی که گزارشگر است عالی است و زمانی که می خواهد به مربیان فوتبال ، کارشان را آموزش دهد و نظرات کارشناسی بدهد گاف های بزرگی می دهد .
حکایت فعالیت های صنفی معلمان هم حکایت فوتبال ماست . با این تفاوت که گزارشگر ما (آقای شیرزاد عبداللهی عزیز) در امر قضاوت نیز دخالت می کند .آنجا که می گوید"عده ای مانند اعضای سازمان معلمان جایگاه سنتی خود را در کنار اصلاح طلبان ترک کردند وبه امید نزدیکی به کانون، شعار های صنفی را بر شعار های سیاسی اولویت بخشیدند. اما اینک پای آبله از پیمودن این مسیر با دستانی آویخته و خالی در فکر بازگشت به جایگاه سنتی خود هستند"این نوع قضاوت یکی از آفت های گزارشگری است زمانی که مبنای گزارش را برداشت شخصی خود می داند . گفته ها و عمل افراد ملاک قرار نمی گیرد .
هیچ یک از اعضای سازمان از ابتدای تشکیل آن بقا و دوام سازمان را در نزدیکی یا دوری از اصلاح طلبان بیان نکرده اند. و نکته دیگر آن که ترجیح شعار های صنفی به گفته ایشان بر شعارهای سیاسی یکی از استراتژی های سازمان در دوره اخیر بوده و سازمان خود را پیاده نظام اصلاح طلبان نمی داند .این امر در شورای فعالان صنفی مدنی نیز دیده شد؛ که می تواند اولین حرکت فعالین صنفی مدنی با دستاورد های بسیار بالا باشد .اما گزارشگر ما "که علاقه وافری به طرح آن موضوع داشت پرونده آن را بست .پرونده ای که این روز ها مجال بهتری برای بازخوانی آن است".
آخرین روایت گزارشگر، روایت طرح ساماندهی نیروی انسانی است .عنوان غلطی که باعث برداشت ها و تحلیل های متفاوت گردید . "طرح حذف و تعدیل نیروی انسانی" با عنوان علمی ساماندهی نیروی انسانی به رسانه های راه یافت .واژه ساماندهی نیروی انسانی یکی از مباحث مهم مدیریتی است که چون مبنای آن تصمیم در مورد انسان هاست مقوله مهم و قابل بحث کارشناسی بسیار است . این طرح می تواند ضرر های جبران ناپذیری بر پیکره نحیف آموزش و پرورش وارد آورد؛از جمله :
1_ خروج موج عظیمی از معلمان حرفه ای با توان کار بالا
2_ تاثیر مستقیم در کارکرد آموزش مدارس دولتی
3_ حذف نیرو بدون توجه به میزان بهر وری و کارایی نیرو در سیستم آموزشی
۴ -تبعیض و اجحاف به نسل قبلی و نسل بعدی معلمان
5_ بر جاماندن ساختار قبلی و عدم بهبود آموزش
6_ عدم ایجاد رفاه بیشتر برای معلمان مشغول به تدریس
7_ورود نیرو های تازه نفس بی تجربه به آموزش و پرورش با همان نگرش شعاری ایجاد اشتغال
گزاره "سبک بار کردن آموزش و پرورش گزاره درستی است" اما تنها جایی که این گزاره مصداق ندارد معلمان هستند.وزارتخانه اما این گزاره را به صورت فله ای به تمام نیرو ها گسترش داده است . به زعم نگارنده حذف 90 درصدی نیروهای اداری و ستادی کمک بیشتری به سبک باری آموزش و پرورش می کند تا بازنشستگی معلمان گچ به دست . خروج اینگونه معلمان آسیب جدی به تعلیم تربیت کودکان این مرز و بوم می زند .
آنجا که پور سلیمان حاشیه بر متن می زند و از واژه هایی همچون سلسله مراتب نیاز های مزلو و یا تئوری انگیزش هرزبرگ می گوید.عده ای برآشفته نگاهش می کنند .نگاه مسئولین موثر و تصمیم گیر نیز چنین است .آنها نیز فقط آمار و اعداد را می بینند !
پشت این آمار تصمیم به حذف معلمانی است که سالها صرف شده است تا آنان به این نقطه از تجربه و تبحر در تدریس برسند.همان نگاهی که منجر به حذف متخصصان سازمان برنامه و بودجه شد. سایر مدیران با تجربه ای که هزینه های بسیاری صرف مهارت های آنان گردیده نیز این گونه حذف شدند.
پور سلیمان که خود فوق لیسانس مدیریت آموزشی از دانشگاه تهران است .مشکل طرح را بهتر می بیند و کارشناسی ترو با مسئله درگیر می شود.ویژگی متخصصان یک علم ، احتیاط در به کار بردن واژهای تخصصی و ذکر منبع مباحث است .این طرح باتوجه به تخصصی بودن نیاز به واژه های تخصصی تری دارد که نباید دوستان را برآشفته کند. اگر این گونه بود مباحث جامعه شناسی دکتر جلایی پور و حجاریان وافروغ ... پر از قلمبه سلمبه است.
گزارشگر خوب ما به تحلیل می نشیند اما زمینه ها ی بحث کارشناسی را شبیه فعالین صرفا صنفی به فراموشی می سپارد . به آموزش پرورش همچون یک نهاد مصرفی می نگرد که عائله کمتر روزی بیشتری نصیب فرزندان می کند.چند توصیه اخلاقی نیز چاشنی کار می کند .که کار بهتر انجام شود و حقوق معلمان بازنشسته رعایت شود.اینجا اشاره ای به حقوق دانش آموزان در خصوص بهره مندی از معلمان باتجربه نمی شود و حتی حذف و بازنشستگی فله ای مورد توجه قرار نمی گیرد . بحثی در مورد کاهش آمار دانش آموز در کلاس و رسیدن به استاندارد های جهانی نمی شود و کیفیت و برونداد آموزشی نیز محلی از اعراب ندارد.اینگونه است که به سازمان معلمان و پور سلیمان می تازد.آنهم نه به تنهایی !؟ بلکه کامنت های پشت سر هم در انتهای شب با دوستانی که به فاصله زمانی اندک در ابتدای بامداد کامنت می گذارند با یک ادبیات و با یک ریتم و نگارش ؛ و همه توصیه می کنند که اطرافيان پور سلیمان او را استیضاح کنند !چرخ بولدزر را پنچر کنیم .دکانش را تخته کنیم و منحصرا از سوپر مارکت گزارشگر که انصافا جنس های خوبی هم دارد خرید کنیم!
نکته قابل توجه ، بازگشت گزارشگر به گزارش های زیبایش از بازی فعالین صنفی ،مسایل روز آموزش و پرورش و فراموشی میل به مربی گری و قضاوت است.توصیه ای که می تواند به بهبود ارتباط تشکل ها نیز کمک کند .
* عضو شوراي مركزي سازمان معلمان ايران






