تبليغاتX
سخن معلم - " خود را معطل نكنيد ! مشكل اصلي آموزش و پرورش ايران ، نوع و جنس " نگرش و نگاه " " مسئولان و جامعه "

 ۱ - در كشوري چون فرانسه و حتي در كشورهاي جهان سوم  ، سنديكا و اتحاديه هاي قوي و بانفوذ معلمي وجود دارد و البته آن ها  "قدرت چانه زني و توان مذاكره بالا " با مقامات مسئول را نيز دارند .

  حق اعتصاب ، تجمع و راه پيمائي و.... در قانون براي آن ها پيش بيني شده است و كسي را به سبب پي گيري حقوق اش مورد پي گيري قضائي  قرار نمي دهند و احتمالا جاي شاكي و متشاكي نيز عوض نمي شود !

  2- به نظر مي رسد با اجراي طرح " كوچك سازي " و يا به قولي " سامان دهي نيروي انساني " وزارت آموزش و پرورش احتمالا به يك كارفرماي بزرگ تبديل خواهد شد كه در طرف ديگر آن سطوح پائين تر مديريت و معلمان قرار خواهند گرفت .

 آيا قوانين محكم و متقني براي دفاع از حقوق معلمان وجود دارد ؟        

  به عنوان مثال ، دولتي كه تا كنون از زير اجراي " قانون نظام هماهنگ پرداخت " به بهانه ها و توجيهات متعدد شانه خالي كرده است و مجلس هم با سكوت خود  آن را تائيد نموده است ؛ و از سوي ديگر فعالان تشكل ها درگير موانع و مجازات هاي قانوني و شبه قانوني گرديده اند و توان اعتراضي آن ها نيز تحليل رفته است چه تضميني براي جلوگيري از توليد و بازتوليد روابط " استثماري " و " يك طرفه " كارفرماي بزرگ وجود خواهد داشت ؟ !

   به عبارت ديگر ، تز " سامان دهي نيروي انساني " در غياب آنتي تز تعريف نشده در جامعه توسعه نيافته ما ،  منجر به نابودي سيستم روابط انساني موثر نخواهد گرديد ؟!

 3- چه كسي مي تواند ادعا كند بودجه آموزش و پرورش در اين 3 سال ، ۲ برابر گرديده است !

 به اين آمار توجه كنيد :    

معاون برنامه‌ريزي و توسعه مديريت وزارت آموزش و پرورش: سهم آموزش و پرورش نسبت به بودجه كشور هر سال رو به كاهش و كسري ما رو به افزايش است.

به گزارش مركز خبري اميد،غلامحسين حيدري معاون برنامه‌ريزي و توسعه مديريت وزارت آموزش و پرورش در سخنراني روز دوشنبه بيست و يكم مرداد در بيست و پنجمين اجلاس رؤساي آموزش و سراسر كشور گفت: در سال 84 بودجه كل آموزش و پرورش هفده ميليارد و هفتصد ميليون تومان و در سال 85 شانزده ميليارد و يكصد ميليون تومان بوده است در حاليكه اين بودجه در سال 86 در حدود پانزده ميليارد تومان با كاهش مواجه بوده است.

وي افزود: اين درحالي ست كه هنوز كسري بودجه سال 86 كه چيزي بالغ بر شش ميليارد و هفتصد ميليون تومان بوده است پرداخت نشده است و در اين سال تنها منبع هشت ميليارد و سيصد ميليون تومان بودجه دولتي به آموزش و پرورش اختصاص يافته است.

وي بخشي از اين كسري را كه بالغ به يك ميليارد و هفتصد ميليون تومان مي‌باشد را بودجه بازنشستگان عنوان كرد و اظهار داشت: پيشنهاداتي در خصوص بهبود اقتصاد آموزش و پرورش مثل افزايش سهم آموزش و پرورش از سهم منابع دولتي و نيز راهكاري براي افزايش سهم منابع غير دولتي مدنظر مي‌باشد

  كشور كانادا با اختصاص 1/7 درصد از توليد ناخالص ملي به آموزش در صدر كشورهاي برتر قرار گرفته و ايالات متحده با 8/6 درصد در رده دوم و زلاندنو در رده سوم قرار دارد.

ارزيابي هاي سال 1988 همچنين استاندارد برتر جهاني تخصيص توليد ناخالص ملي به آموزش و پرورش را 3/5 درصد نشان مي دهد كه هم اكنون اين رقم تا 7 درصد نيز افزايش يافته ؛ اين در حالي است كه تنها 8/3 درصد از توليد ناخالص ملي ايران به نظام آموزشي اختصاص مي يابد!

سهم بودجه آموزش و پرورش ايران نيز از بودجه عمومي دولت در سال 76 ؛ 9/20 درصد بوده كه اين رقم در سال 83 به 5/18 درصد رسيده است و در اين زمينه سهم هزينه هاي آموزش و پرورش از هزينه هاي دولت نيز نشان مي دهد كه 9/8 درصد از هزينه هاي دولت ايران ؛ سهم آموزش و پرورش است اما بالاترين اين رقم با 26 درصد متعلق به گينه و 8/24 درصد متعلق به لهستان است!

    ايران از بين 133 كشور جهان رتبه 61 را در خصوص تخصيص بودجه آموزش و پرورش به خود اختصاص داده و در بودجه 72 پله عقب تر از كشورهاي جهان است!

    به اين جملات توجه كنيد :

   1- جمعيت دانش آموزي رو به كاهش است .

   2- استخدام جديدي نيز در اين چند سال به غير از موارد حق التدريسي رخ نداده است .

  3- قوانين بازنشستگي آسان تر شده است .

  4- تعدادبسيار زيادي از مدارس ، يك نوبته ؛ و برخي از آن ها نيز منحل گرديده اند .

 با اين حال كسري بودجه چند برابر شده است !

 چه كسي بايد اين مساله را توضيح دهد ؟

 4- به اين جمله " شيرزاد عبداللهي " توجه كنيد :

  "وزارتخانه ای با بیش از یکصد هزار نیروی مازاد ، کارکنانی غیر تخصصی، ده ها هزار نیروی معذور ، چند صد هزار نیروی بی انگیزه، ده ها هزار پرسنلی که کار در ان وزارتخانه شغل دوم انهاست. در حالی که 97در صد بودجه جاری صرف پرداخت حقوق پرسنل می شود و در مدت سه سال بودجه جاری تقریبا دو برابر شده، اما سطح رفاهی ومعیشتی کارکنان بدتر شده است."

  موضوع سامان دهي نيروي انساني در واقع يكي از مباحث مهم مديريتي است . كه البته نام اصلي آن " مديريت منابع انساني  ( HUMAN  RESOURCE  MANAGEMENT )   مي باشد . 

    اولين و مهم ترين موضوع بحث انگيز و چالشي در اين مورد " انگيزه " و " فرآيند انگيزش " مي باشد .

  تئوري سلسله مراتب " مزلو " ؛  نظريه بهداشتي هرزبرگ ( عوامل دربرگيرنده محيط شغلي براي ابقا در " محيط شغلي " ؛ نظريه انتظار " تولمن و لوين ( هر فردي به اندازه داده هائي كه به شغل مي دهد انتظار دريافت نيز دارد )  و ده ها مسائل قابل طرح وجود دارند كه بايد در مديريت و رهبري سازمان ها مورد توجه قرار گيرند .

  آيا اين آيتم ها و پارامتر هاي انساني در طرح " سامان دهي نيروي انساني " مورد كنكاش و تحقيق قرار گرفته اند ؟

چه تضميني وجود دارد كه خروج نيروهاي قديمي و تزريق افراد جديد ، مشكل " فقدان انگيزه " را در آموزش و پرورش " حل كند ؟

-          چرا معلمان مجبور به گرفتن شغل دوم مي شوند ؟

-          آيا راه حل در خروج چند صد هزار نيري بي انگيزه و ده ها هزار معلم داراي شغل دوم نهفته است ؟

-          آيا اين ها راه حل هاي علمي برآمده از يك فرآيند " علي – معلولي " هستند !

  آيا بدتر شدن سطح رفاهي و معيشتي كاركنان نمي تواند ناشي از عدم توازن منطقي ميان حقوق دريافتي ضابطه مند  و نرخ تورم بي فرمول باشد ! آيا نزول وضعيت معيشتي معلمان در زير سيستمي به عنوان " آموزش و پرورش " نمي تواند تابعي از تصميمات نسنجيده و ضد كارشناسي در سيستم سياسي – اداري كلان باشد ؟

 5- به اين جمله شيرزاد نيز توجه كنيد :

 "طرح بازنشستگی پیش از موعد کارکنان بالای 25 سال به صورت داوطلبانه طرح خوبی است وآموزش وپرورش را سبک می کند "

  براساس تجارب كشورهاي پيشرفته ،ميانگين  سن بازنشستگي در ميان نيروهاي آموزش 65 سال است و اين مي تواند ناشي از تراكم و انباشت تجربه براي حرفه اي تر كردن آن باشد .

  تزريق دائم نيروهاي جديد بدون داشتن يك برنامه كارشناسي " قبل از خدمت " و " حين خدمت " چگونه به سبك باري آموزش و پرورش كمك مي كند ؟

 در حال حاضر و در فصل تابستان كه اكثر معلمان اوقات خالي نسبتا زيادتري دارند برنامه آموزش ضمن خدمت به علت نبود " اعتبارات " اجرا نمي شود ! و اكثرا به فصول ديگر موكول مي شود !

 واقعيت انكار ناپذير آن است كه بسياري از مسئولان نسبت به مقوله " آموزش و پرورش " ديد مصرفي دارند . آنان به نيروي انساني به عنوان " سرمايه " نمي نگرند . نگاه آن ها از نوع " ابزاري " است . ابزاري جهت به كارگرفتن آن ها در جهت اهداف سياسي غير ملي آن هم با تكيه بر منابع زيرزميني و عمدتا " نفت " .

 آقاي عبداللهي چه پيشنهاد و يا راه كاري جهت تغيير نگرش مسئولان دارند ؟

 6- يكي از مشكلات مهم آموزش و پرورش كه با فقدان انگيزه نيز ارتباط مستقيمي دارد فقدان و يا كمبود ورود درون دادهاي حرفه اي و مستعد به سيستم آموزش و پرورش است .

 واقعيت ان است كه برگزيدگان و نخبگان دانشگاه ها انگيزه اي براي ورود به حرفه " معلمي " ندارند . ضمن آن كه مسئولان نيز براي گزينش نيروها ، معيارهاي عقيدتي و سياسي را مهمتر از پارامترهاي تخصصي مي دانند .

  آقاي عبداللهي چه راه كاري اول براي جذب و ورود نيروهاي مستعد و دوم براي تغيير نگاه سياسي و غير حرفه اي مسئولان دارند ؟

   7- بر طبق گفته آقاي " حق گو " نويسنده اين يادداشت ، كشور فرانسه قريب به 12 ميليون نفر دانش آموز و بيش از 790000 معلم دارد و فاقد كادر اداري و ستادي است !

 كشور ايران بر طبق آمار 5/15 ميليون دانش آموز و حدود 700000 معلم دارد كه با احتساب 400000 نيروي اداري و ستادي بالغ بر 1100000 نفر مي شود !

 به عبارت ديگر در سيستم آموزش و پرورش ايران براي هر 5/1 معلم يك نفر اداري و ستادي وجود دارد !

آقاي عبداللهي اين نامعادله را چگونه تعريف مي كنند ؟

  چه طرح كارشناسي براي اين 400 هزار نفر كادر ستادي پيشنهاد مي كنند ؟

 مگر آن كه فرض كنيم ايشان ديواري كوتاه تر از معلمان نيافته اند !

۸- معضل نيروهاي مازاد اكثرا مختص شهرهاي بزرگ و كلان است . آموزش و پرورش در مناطق مرزي و حاشيه نشين و در استان هاي محروم كمبود معلم نيز دارد و در بسياري از آن ها ازنيروهاي " سرباز معلم " استفاده مي كند .

 يكي از پيشنهادات آقاي عبداللهي " جابه جائي نيروها براي استفاده بهينه از آن ها " مي باشد .

 آيا به عنوان يك پيشنهاد و از آن جا كه ايشان حامي طرح " سامان دهي نيروي انساني " هستند حاضرند  در يك اقدام داوطلبانه و تشويق نگر محل فعلي خدمت خود را به مناطق محروم و داراي كمبود تغيير دهند ؟!

  يا اين فرمولي است كه شامل حال كاركارشناسان نمي شود !

مشكل استراتژيك آموزش و پرورش در طرح هائي مانند " سامان دهي نيروي انساني " و " سازمان نظام معلمي " و.... نيست .

مشكل در نوع نكاه مسئولان و برنامه ريزان به مقوله آموزش است .

مشكل در نوع و جنس نگرش به " انسان " است .

در جامعه ما بر عكس جوامع ديگر ، "سرمايه " جور ديگري تعريف مي شود .

البته ممكن است دليل هم داشته باشد !

شايد مسئولان تصور مي كنند كمبود  انسان را با " زاد و ولد " مي توان جبران كرد اما ماده اي مانند " نفت "قابل توليد مثل نيست ! و جايگزيني ندارد !

در حالي كه افراد نخبه و بسيار مستعد فقط يك بار به دنيا مي آيند .

آري !

هم نگرش " مسئولان " و هم " جامعه " بايد به موضوع " آموزش و پرورش " متحول شود .

و البته اين كاري دراز مدت است  اما ارزش  وقت گذاري دارد .

تا اين مهم انجام  نشود پرداختن به موضوعات دست چندم و به اصطلاح " سركاري " مشكلي از مشكلات بي شمار اين جامعه را حل نخواهد كرد .

والسلام .

علي   پورسليمان

 

 

نوشته شده توسط " سخن معلم "  | لینک ثابت |